| |
|
تعداد شمارش دقیق تسبيحات اربعه را بفرماييد، چنانچه بیشتر از آن بخوانيم مشکلی دارد يا خير؟ اگر دعاهای ایام هفته هر روز خوانده نشود اشكالي دارد؟
تسبيحات اربعه يك بار واجب و سه بار مستحب است و بيشتر از سه بار حرام مي باشد و خواندن دوبار و بيشتر از سه بار عمداً حرام و موجب بطلان نماز مي گردد.
خواندن دعاهاي روزانه، مستحب است و ترك آنها موجب گناه نمي شود. |
|
|
|
|
|
|
در سوره علق علت آوردن الذي بعد از ربك چيست؟
كلمه «الذي» موصول و وصف براي كلمه «رب» است. معناي آيه چنين است: بخوان به نام پروردگارت كسي كه از خون بسته خلق كرد |
|
|
|
|
|
|
«با عرض پوزش»من تازه به سن بلوغ رسیدم و چیزی در مورد آن نمیدانم اگر ممکن است مرا راهنمایی کنید...
با سلام خدمت شما. تمام افرادی که به سن بلوغ می رسند با توجه به علائم و تغییرات فیزیکی و جسمی دچار استرس ناخودآگاه می شوند که این امر بسیار طبیعی است. شما نیز نگران نباشید می توانید با شماره های 61-2266260 تماس بگیرید و در بخش پاسخگویی به پرسش های دینی مورد مشاوره و راهنمایی قرار گیرید. |
|
|
|
|
|
|
آياتي از قرآن كريم با محوريت تقليد كور كورانه را معرفي و توضيح دهيد
1- سورهي بقره آيهي 170: «و اذا قيل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفينا عليه آباءنا اَ وَ لو كان آباؤهم لايعقلون شيئا و لايهتدون».
در آيات قبل از اين آيه مشركان را نسبت به بتپرستي و تحريم غذاها نكوهش ميكند و در اين آيه به روش آنها در مقام پاسخگويي اشاره ميكند، كه ما از آن چه نياكانمان گرفتهايم، پيروي ميكنيم و قرآن هم اين روش و منطق مشركان را خرافي و كوركورانه دانسته و ميگويد آنها اهل تعقّل و هدايت نبودهاند. و چگونه ممكن است از كسي كه اهل تعقّل و درك نيست، پيروي كرد. در واقع پيروي بايد از فرد آگاه باشد، نه اهل ناداني وجهل. پس اين آيه تعصبات قبيلهاي و قومي كه منشاء نادرست دارد را رد ميكند.
2- سورهي مائده آيه 104 : «و اذا قيل لهم تعالوا الي ما انزل الله و الي الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آباؤنا ا و لو كان آباؤهم لايعلون شيئا و لايهتدون».
در ادامه آيه قبل كه مشركان را از بدعتها باز ميدارد و ميگويد براي خود حكمي وضع نكنيد، در اين آيه ميفرمايد: اگر به آنها گفته شود به سوي دستورات خداوند و رسول خدا بياييد و از آنها پيروي كنيد ميگويند پيروي از آنچه كه از پدران ما رسيده كافي است، آيا اينگونه نبود كه پدران آنها چيزي نميدانستند و اهل هدايت نبودند.
پس نكوهش از پدران بخاطر صرف تقليد نيست، بلكه بخاطر تبعيت از افراد ناآگاه مذمّت شده است.
3-سورهي انعام آيه 116: «و ان تطع اكثر من فيالارض يضلوك عن سبيلالله ان يتبعون الا الظن و ان هم الا يخرصون».
طبق اين آيه چون اكثريت مردم به دنبال دروغ و امور نادرست و ضلالت هستند پيروي از آنها موجب انحراف از راه خدا بيان شده است و از موارد پيروي جاهلانه خواهد بود.
4-سوره يونس آيه 66: «الا ان لله من في السموات و من في الارض و ما يتبع الذين يدعون من دون الله شركاء ان يتبعون الا الظن و ان هم الا يخرصون».
اين آيه نيز در خصوص مشركان است كه ميفرمايد كساني كه غير خدا را شريك قرار ميدهند از دليل و منطقي پيروي نميكنند و از گمان پيروي ميكنند و چيزي غير از دروغ نميگويند.
بنابر اين پيروي از گمانها و احتمالات نيز تقليد ناآگاهانه بوده و سر از دروغ در ميآورد.
5-سوره شعراء آيه 198-203: « و لو نزلنا علي بعض الاعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين كذلك سلكناه في قلوب المجرمين ...».
در اين آيات قرآن مشركان را در پيروي كوركورانه نژادي و تعصب بر موضوع عربيت سرزنش ميكند.
در واقع منشاء زشتي تعصب بخاطر پيروي كوركورانه از سنن قبيلهاي است.
6- سوره لقمان آيه 21: « و اذا قيل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما وجدنا عليه آباءنا ا و لو كان الشيطان يدعوهم الي عذاب السعير».
در ادامه آيه قبل كه جمعي از افراد بخاطر جدال كردنشان، سرزنش ميشوند، در اين آيه منطق آنها را پيروي از پدران خود ذكر ميكند و آن را راه شيطاني ميشمرد كه به عذاب منتهي ميشود.
پس علت عذاب پيروي نيست بلكه تبعيت ناآگاهانه است.
7- سوره نجم آيه 23: «ان هي الا اسماء سميتوها انتم و آباؤكم ما انزل الله بها من سلطان ان يتبعون الا الظن و ما تهوي الانفس».
در اين آيه نيز كه به توضيح عقايد مشركان ميپردازد در خصوص نامگذاري بتها به وسيله آنها ميفرمايد؛ اين اسمها فقط چيزهايي است كه پدران شما گذاشتهاند و مورد تأييد خداوند نيست و اين اعمال چيزي جز پيروي از ظن و گمان و هواي نفس نيست.
همچنان كه درآيه 28 همين سوره نيز، عقايد خرافي آنها را به خاطر پيروي از گمان و اينكه گمان انسان را به حقيقت نميرساند، تخطئه ميكند.
بنا بر اين طبق آيات فوق، انسان بايد باورها و عملكرد خود را بر اساس واقعيات و حقايق، شكل دهد و از اوهام و خرافات دوري كند، كه چيزي جز انحراف، ضلالت، عذاب و مشكلات زندگي را، بدنبال نخواهد داشت. و لذا نقطه مشترك همه آيات پرهيز از پيروي ناآگانه خواهد بود. |
|
|
|
|
|
|
سلام ایا درست است که اگر شراب نسبت به دیگر مشروبات الکلی اگر یک سال بماند دیگر نجس نیست و توضیحی هم برای بول بدهید که چیست
شراب حرام است ولو آن كه از تاريخ توليد آن يك سال يا بيشتر گذشته باشد.
بول همان ادرار است. |
|
|
|
|
|
|
دوست داشتن نامحرمی چه حکمی دارد؟
هرگونه ارتباط به قصد لذت جويي با نامحرم حرام است ولي دوست داشتن قلبي اشكال شرعي ندارد |
|
|
|
|
|
|
آیا دین با توجه به شرایط اجتماعی روز تغییر پذیر است؟ ملاک تغییر پذیری چیست؟
توجه به این نکته ضروری است که دین دارای حقیقت و گوهری است که تمام احکام اخلاقی و فقهی و اجتماعی و... معطوف به آن است و تمام تلاش انسان باید به این سمت و سوی باشد که این حقیقت را در خویش ایجاد کند چنانکه تمام تلاش انبیا و ادیان این بوده که این روحیه را در انسان بپرورانند و هویت آدمی را بر همان اساس بسازند از اینرو احکام دین در ابعاد مختلف ( فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی...) به این سمت و سوی متوجه است و لذا دو گونه است احکام ثابت و متغیر، احکام ثابت مبتنی بر نیازهای ثابت (جسمی، روحی) انسانی است و احکام متغیر مبتنی بر نیازهای متغیر انسان است. اصل نیاز به غذا و لباس پیوسته بوده و خواهد بود چنانکه نیاز ارتباط با دیگران و معاشرت و مبادله و... و نیاز به نیایش و پرستش و... همیشگی است. اما چگونگی ارضای این نیازها به طور کلی در دین بیان شده و استفاده از ابزارهای مختلف می تواند به کار آید. مثلا در مبادلات و تجارت مبنای معامله رضایت طرفین بوده که طبیعتا باید مورد معامله روشن و بدون هرگونه مخفی کاری طرفین و غش و دغل و ربا ... که برخلاف مصالح فرد و جامعه است باشد حال این معامله با چه ترازویی باشد یا به صورت الکترونیکی و اینترنتی تفاوتی نمی کند. انواع داد و ستدهای جدید، انواع بیمه ها و ... در صورت دارا بودن شرایط کلی معامله مورد تایید دین است. نمی توان معاملات شرعی را فقط در یک نوع خاصی که در آغاز اسلام بوده تجویز و بقیه را ممنوع اعلان کرد. مهم رعایت مصالح کلی فرد و جامعه و تخریب نکردن ساحت ها و چهارچوب های اخلاقی و اقتصادی جامعه و رضایت دو طرف معامله است. چنانکه در روابط انسانها با توجه به تمدن و پیشرفت جوامع و تکنولوژی جدید که به گونه ای جهان را به صورت دهکده ای جهانی به هم پیوند داده و از داشتن روابط در سطح بین المللی افزون بر روابط بسیار نزدیک افراد در داخل یک کشور گریزی نیست ، باید قوانین و مقررات جدیدی برای تنظیم این روابط در ابعاد مختلف تنظیم شود که در صورت رعایت روح کلی قوانین حقوقی و جزایی و مدنی می توان چنین مقرراتی را تتعیین و تصویب کرد به عبارتی توسعه عوامل تمدن و تغییر روابط و مبادلات و اوضاع اجتماعی و سیاسی ممکن است قوانین فرعی جدیدی را بطلبد اما باعث تغییر قوانین مربوط به رابطه انسان با خودش یا رابطه انسان با طبیعت و خداوند و تغییر قوانین حقوقی و جزایی و مدنی نمی شود زیرا قانون راه عادلانه و شرافتمندانه ارضای نیازها را مشخص می کند. تغییر و تبدیل وسایل و ابزارهای مورد نیاز سبب نمی شود راه تحصیل و استفاده و مبادله عادلانه آنها تغییر کند و می توان این نیازهای جدید را در پرتو قوانین ثابت حق محور و عدالت گستر و اخلاق پرور پاسخ گفت. بنابراین ملاک تغییر پذیری پاسخگویی به نیازهای واقعی جدید (نه نیازهای کاذب) براساس رعایت ضوابط و روح کلی دین و مصالح فرد و جامعه است. |
|
|
|
|
|
|
آیا دین با توجه به شرایط اجتماعی روز تغییر پذیر است؟ ملاک تغییر پذیری آن چیست؟
توجه به این نکته ضروری است که دین دارای حقیقت و گوهری است که تمام احکام اخلاقی و فقهی و اجتماعی و... معطوف به آن است و تمام تلاش انسان باید به این سمت و سوی باشد که این حقیقت را در خویش ایجاد کند چنانکه تمام تلاش انبیا و ادیان این بوده که این روحیه را در انسان بپرورانند و هویت آدمی را بر همان اساس بسازند از اینرو احکام دین در ابعاد مختلف ( فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی...) به این سمت و سوی متوجه است و لذا دو گونه است احکام ثابت و متغیر، احکام ثابت مبتنی بر نیازهای ثابت (جسمی، روحی) انسانی است و احکام متغیر مبتنی بر نیازهای متغیر انسان است. اصل نیاز به غذا و لباس پیوسته بوده و خواهد بود چنانکه نیاز ارتباط با دیگران و معاشرت و مبادله و... و نیاز به نیایش و پرستش و... همیشگی است. اما چگونگی ارضای این نیازها به طور کلی در دین بیان شده و استفاده از ابزارهای مختلف می تواند به کار آید. مثلا در مبادلات و تجارت مبنای معامله رضایت طرفین بوده که طبیعتا باید مورد معامله روشن و بدون هرگونه مخفی کاری طرفین و غش و دغل و ربا ... که برخلاف مصالح فرد و جامعه است باشد حال این معامله با چه ترازویی باشد یا به صورت الکترونیکی و اینترنتی تفاوتی نمی کند. انواع داد و ستدهای جدید، انواع بیمه ها و ... در صورت دارا بودن شرایط کلی معامله مورد تایید دین است. نمی توان معاملات شرعی را فقط در یک نوع خاصی که در آغاز اسلام بوده تجویز و بقیه را ممنوع اعلان کرد. مهم رعایت مصالح کلی فرد و جامعه و تخریب نکردن ساحت ها و چهارچوب های اخلاقی و اقتصادی جامعه و رضایت دو طرف معامله است. چنانکه در روابط انسانها با توجه به تمدن و پیشرفت جوامع و تکنولوژی جدید که به گونه ای جهان را به صورت دهکده ای جهانی به هم پیوند داده و از داشتن روابط در سطح بین المللی افزون بر روابط بسیار نزدیک افراد در داخل یک کشور گریزی نیست ، باید قوانین و مقررات جدیدی برای تنظیم این روابط در ابعاد مختلف تنظیم شود که در صورت رعایت روح کلی قوانین حقوقی و جزایی و مدنی می توان چنین مقرراتی را تتعیین و تصویب کرد به عبارتی توسعه عوامل تمدن و تغییر روابط و مبادلات و اوضاع اجتماعی و سیاسی ممکن است قوانین فرعی جدیدی را بطلبد اما باعث تغییر قوانین مربوط به رابطه انسان با خودش یا رابطه انسان با طبیعت و خداوند و تغییر قوانین حقوقی و جزایی و مدنی نمی شود زیرا قانون راه عادلانه و شرافتمندانه ارضای نیازها را مشخص می کند. تغییر و تبدیل وسایل و ابزارهای مورد نیاز سبب نمی شود راه تحصیل و استفاده و مبادله عادلانه آنها تغییر کند و می توان این نیازهای جدید را در پرتو قوانین ثابت حق محور و عدالت گستر و اخلاق پرور پاسخ گفت. بنابراین ملاک تغییر پذیری پاسخگویی به نیازهای واقعی جدید (نه نیازهای کاذب) براساس رعایت ضوابط و روح کلی دین و مصالح فرد و جامعه است. |
|
|
|
|
|
|
با سلام میخواستم در مورد غسل جنابت و خود جنابت مطالب بیشتری بدونم اگر میشود پاسخ مرا بدهید ممنون
انسان با دو چيز جنب مي شود: 1- جماع يعني نزديكي و مقاربت 2- بيرون آمدن مني چه در خواب باشد يا در بيداري، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بي شهوت، با اختيار باشد يا بي اختيار.
چنانچه رطوبتي از انسان خارج شود و نداند مني است يا بول و يا غير آن چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن بدن سست شود آن رطوبت حكم مني را دارد.
غـسـل را چـه واجـب باشد و چه مستحب، به دو قسم مى شود انجام داد ترتيبى و ارتماسى.
درغسل ترتيبى بايد به نيت غسل، اول سر و گردن، بعد طرف راست بعد طرف چپ بـدن را بـشـويد.
نصف ناف و نصف عورت را بايد با طرف راست بدن و نصف ديگر را بايد با طرف چپ بشويد، بلكه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود.
اگر بعد از غسل بفهمد مقدارى از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد، شستن همان مقدار كافى است و اگر از طرف راست باشد بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشويد.
اگر از سر و گردن باشد بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشويد، هر چند مدت زيادى هم گذشته و مبطل وضو هم از او سرزده باشد.
غـسـل ارتماسى آن است كه تمام بدن به نيت غسل در آب قرار گيرد، هرچند به تدريج در آب فرو رود.
در غسل ارتماسى اگر همه بدن زير آب باشد و بعد از نيت غسل، بدن راحركت دهد غسل او صحيح است.
|
|
|
|
|
|
|
رابطه داشتن باکسی که نیتمان آشنایی برای ازدواج هست بارعایت محرم ونامحرم بودن آیا اشکال دارد
اسلام به مسأله عشق و دوستی میان دختر و پسر از دو بعد نظر میکند 1. بعد انسانی و فطری 2. بعد جنسی و غریزی
1- اسلام از تمامی انسانها (مؤنث و مذکر) میخواهد که به چشم هم نوع به یکدیگر بنگرند چندان که کرامت انسانی را در میان هم پاس دارند و در رفع حوائج هم بکوشند و از هم حمایت کنند و در گرفتاریها به یاری هم بشتابند و خلاصه (انسان بودن) را ارج بگذارند و بایستی نسبت به انسانهای دیگر احساس نزدیکی و دوستی کنند.
احادیث بسیار زیادی در خصوص رعایت حقوق مؤمنین و مسلمین از حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) وارد شده است که از مجموع آنها این گونه استفاده میشود که اسلام بر مسأله دوستی و محبت که باعث ربط آدمیان به همدیگر و ایجاد نوعی احساس متقابل در میان آنان میگردد پافشاری میکند و این درجه از دوستی و پیوند درونی را یکی از جلوههای ایمان میشمارد رسول اکرم(ص) میفرماید: (ایمان کسی کامل نیست مگر آن که هر چیزی را که برای خود میپسند برای دیگران نیز بپسندد و آن چه را برای خود زشت میشمارد برای آنان زشت بداند) بر این اساس نگاه بی روح و بی عاطفه به دیگران و مشکلاتی که در زندگی،با آنها دست و پنجه نرم میکنند نگاهی مؤمنانه نیست حدیث معروف دیگری نیز هست که به روشنی گویای این دیدگاه بلند اسلام است پیامبر اکرم(ص) فرمود:(من لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم، هر کس در اندیشه امور دیگر مسلمانان نباشد مسلمان واقعی نیست)
2- بعد دیگر جنبه غریزی است که انسانی، انسان دیگری را تا سر حد طبیعیترین نیازهایش از قبیل خوردن و آشامیدن دوست بدارد و به او تعلق خاطر بسپارد، در این جنبه محبت و دوستی خود به خود با جنبه جنسی گره میخورد و محبوب کسی است که دوست دار از این جنبه در او میل کرده است، این نوع دوستی را در فضای ذهن بسیاری از جوانان و نوجوانان و حتی برخی از بزرگسالان نیز میتوان دید. در این فضاست که در حقیقت افراد مجذوب زیبایی ظاهر و دیگر مسائل برانگیزاننده جنسی قرار دارند و آن چه بیش از همه اهمیت مییابد همین طرق قضیه است.
در نگاه اسلام این گونه محبت ورزیدن و عشق تنها در صورتی که مقدمهای برای ازدواج باشد پذیرفتنی و مقبول است.
از این رو مانعی ندارد که مرد به زن مورد علاقهاش که جمالش دستمایه جذبه او شده میل کند، از نظر اسلام مرد میتواند برای فراهم آوردن مقدمات ازدواج و ارزیابی همسر آینده خویش از جنبههای زیبا شناختی و مسائل دیگری از این نوع به او بنگرد اما ضابطهمند و در چارچوب تعریف شده و بدون هوی و هوسرانی و شهوترانی افسار گریخته اما آن چه از محبت ورزی، وسیله لهو و لعب و بر هم زننده نظام حاکم بر ارتباط زن و مرد در حوزه زناشوئی گردد، به کلی مردود و ناپسند است. فراتر از این، هر آن چه که سرانجام به انحرافات جنسی بیانجامد از هر نوع چه قلبی، چشمی یا زبانی یا عملی، و یا در نهایت زمینه وقوع انحراف و تحریک جنسی را فراهم کند، از آنجا که پدید آورنده مشکلاتی اخلاقی خواهد شد که آدمی را به باتلاق انحراف خواهد کشید از جنبه دینی و اسلامی مطرود است و خلاصه این که اسلام میخواهد به عاطفه و احساس جنبه عقلی بخشیده شود تا از این رهگذر، انسان افسار عاطفه خویش را به دست عقل بسپارد و از پوسته به ژرفا و مغز فرو رود. اسلام نمیخواهد دختر و پسر جوان به صرف یک نگاه ساده و یا مسائل سطحی دیگر خود را ببازند و آهنگ دلدادگی سر دهند زیرا که قطعاً این مسائل بسیار زودگذر و غیر واقعی است، نظر اسلام نه تنها در این مسئله که در همه روابط انسانی مانند دوستیها و همکاریها و سایر معاشرتها نیز چنین است و از آن جا که انسان دارای دو بعد مادی و معنوی بوده و اسلام نیز برای همه ابعاد او برنامهای دارد در این مورد که یکی از جنبههای مادی انسان است هم آن چه مایه سعادت و کمال وی و دوری و نجات او از شقاوت و بدبختی است بیان نموده و به همین جهت برای این نوع محبت قائل به ضوابط و شرایطی است و خلوت کردن با همدیگر یا دست زدن به کارهایی را که فراهم آورنده تحریکات جنسی است مجاز نمیشمارد، اما با این همه، آنان را از سخنگفتنهای پاک و بیشائبه باز نمیدارد. |
|
|
|
|
|
|
سلام من مژه روی مژهام کاشتم فکرکردم وضوم درست هست ولی شک کردم تاچندماه کاری نمی تونم کنم آیامی تونم وضوی جبیره بگیرم
وضو شما صحيح مي باشد. نياز به وضوي جبيره نيست. |
|
|
|
|
|
|
ایا این سخن که گفته می شود:"دخترها و زنها می توانند فیلم نامشرو نگاه کنند و اقایان نمی توانند نگاه کنند " درست است؟
اين سخن كاملاً ناصحيح است. فرقي بين زن و مرد در اين مورد نيست |
|
|
|
|
|
|
دیدن فیلم های غیر اخلاقی برای مرد چه حکمی دارد؟و برای زن چه حکمی دارد؟ ایا این دو حکم باهم فرق دارد؟ چرا؟
در ديدن فيلم هاي غير اخلاقي فرقي بين زن و مرد نيست. هر دو انسان هستند و چنانچه به امور غير اخلاقي فكر نموده و يا نگاه به تصاوير و فيلم هاي غير اخلاقي كه بيم به گناه افتادن در آنها هست، نمايند فرقي نخواهد داشت كه مرد باشند يا زن. |
|
|
|
|
|
|
آیا فکر کردن به امور جنسی که از آن لذت می بری گناه دارد؟
بله فكر كردن به امور جنسي با قصد لذت گناه و معصيت است |
|
|
|
|
|
|
مگر نگاه به مرد نامحرم حرام نیست؟ پس چرا آقای قرائتی در کتاب «در پرتو اسرار نماز» نوشتهاند: نگاه به برادر دینی عبادت است؟
نگاه به مرد نامحرم اگر به قصد لذت باشد حرام است. گرچه نگاه نکردن به نامحرم در هر صورت خوب است. منظور آقای قرائتی از نگاه به برادر دینی که عبادت است، نگاه مرد به مرد مومن و زن به زن مومنه است نه نگاه به جنس مخالف. گرچه شاید بتوان گفت در مواردی که نگاه یک زن به مرد مومن کهنسال مانند امام یا پیامبر یا مراجع یا علما و دانشمندان بزرگواری که نگاه به آنان نه تنها به قصد لذت شهوانی نیست بلکه مانند نگاه انسان به پدر و مادر و فرزند خویش میباشد و انسان را به یاد خدا میاندازد، عبادت محسوب گردد. |
|
|
|
|
|
|
میخواستم بدانم چگونه به این باور برسم که مرجعی که انتخاب کرده ام واقعا درست از قرآن برداشت کرده و لیاقت دارد جواب سوالهای ما را بدهد و خواهشمندم یک مرجع خوب معرفی کنید.
در رسیدن به این باور یا خود باید خبره و کارشناس باشید یا به خبرگان و متخصصان آن فن مراجعه کنید. مثلاً انسان برای مداوای یک بیماری خطرناک مانند تمور مغزی که خطر مرگ را به دنبال دارد چه میکند؟ به کدام متخصص مراجعه کرده و به او اطمینان میکند؟ یا باید آن فرد پزشک بوده و اطلاعات پزشکی داشته باشد و آشنا به مسایل پزشکی باشد یا به کسانی که اهل اطلاعاند و پزشکان متخصص و مطمئن را میشناسند مراجعه کند و از آنها کمک بگیرد. شما هم درباره مرجع تقلید به دوستان یا روحانیان یا کسان دیگری که میدانید با مسایل فقهی و اجتهاد آشنایند و مورد اعتماد شما هستند مراجعه کنید اگر از سخن آنها به باور رسیدید به باورتان عمل کنید. |
|
|
|
|
|
|
چرا در زمان پیامبر وضو با حنا درست بوده با اینکه حنا پوششی روی ناخن ایجاد میکند اما وضو با لاک قبول نیست. پس نیت رسیدن آب به ناخن نیست دلیل آن چیز دیگری است.
آب باید هنگام وضو و غسل به پوست بدن انسان برسد و هرچیزی که مانع از رسیدن آب به پوست بدن باشد باعث بطلان وضو یا غسل میگردد. همانگونه که اشاره کردهاید رنگی که از حنا یا ماده دیگری شبیه حنا پس از شستن آن روی پوست بدن باقی میماند مانع از رسیدن آب به بدن نیست از اینرو باعث بطلان وضو نمیگردد البته خود حنا و ماده آن پیش از شستن و مواد دیگری که جرم آن روی پوست بدن مانع از رسیدن آب به بدن میگردد مانند رنگهای ساختمانی و نقاشی و لاک و ... باعث بطلان وضو میگردد همانطور که اگر خون روی لباس باشد نجس و باعث بطلان نماز است اما هنگامی که به طور معمول با آب شسته شد لکهایی که از آن روی لباس باقی میماند نجس نبوده و باعث بطلان نماز نیز نمیگردد. پس مقصود رسیدن آب به پوست بدن است ولی سخن در موادی است که مانع از رسیدن آب به بدن است، آنچه درعرف مانع از رسیدن آب به پوست بدن باشد باعث بطلان وضو می گردد و از روایات و سیره پیامبر و امامان همانطور که اشاره کردید به دست میآید مواردی مثل رنگ حنا یا رنگ گلها و گیاهان یا خون پس از شستن آنها روی بدن باقی نمیماند مانعیت ندارند. |
|
|
|
|
|
|
من دنبال آیههایی در قرآن در مورد فضیلتهای باد بهاری میگردم و اینکه چرا پیامبر فرموده اند که اجازه دهید باد بهاری به شما بخورد ولی باد زمستانی نه. اگر کتاب دیگر به غیر از قرآن کریم در این مورد سخنی گفته شده است لطفا به من معرفی کنید
قرآن کریم درباره بادها به صورت کلی سخن گفته و آنها را به دو گروه تقسیم کرده است، بادهای رحمت و بادهای عذاب. اما بادهای رحمت و بشارتگر را میتوان چنین به آنها اشاره کرد.
1- بادهای باران آور « وهو الذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلت سحابا ثقالا سقنه لبلد میت فانزلنا به الماء » «او کسی است که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش مژده رسان میفرستد تا آن گاه ابرهای گرانبار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده برانیم و از آن باران فرود آوریم.» ( اعراف، آیه 57 ) و نیز سوره فرقان آیه 47 و سوره نمل آیه 63 و سوره روم آیه 46 و 48 و سوره فاطر آیه 9 .
2- بادهای به حرکت درآورنده کشتیها در دریاها « هوالذی یسیرکم فی البر و البحر حتی اذا کنتم فی الفلک و جرین بهم بریح طیبه و فرحوا بها ... » « او کسی است که شمارا در خشکی و دریا می گرداند، تا وقتی که در کشتیها باشید تا آنها با بادی خشک آنان را ببرند و ایشان بدان دلشاد شوند ... » ( سوره یونس آیه 22 )
3- بادهای باردار کننده ابرها « و ارسلنا الریاح لواقح » « بادها را باردارکننده فرستادیم » (سوره حجر آیه 22 )
در مقابل از بادها و طوفانهای عذاب یاد میکند که ملتها و اقوامی مانند فرعونیان «فارسلنا علیهم الطوفان. بر آنان طوفان فرستادیم.» (اعراف، 133) و قوم عاد (سوره حاقه آیه 6) را عذاب و نابود کرده است.
قرآن در خصوص و به نام باد بهاری سخنی به میان نیاورده گرچه بادهای باردار کننده همان بادهایی است که در ایام بهار میوزد و باعث باردار شدن گیاهان میگردد. اما در این مورد چنانکه گفته اید در روایتی از پیامبر (ص) اشاره شده است که از سرمای بهاری بهره ببرید ولی از سرمای پاییز بپرهیزید که این سرما میتواند در قالب باد هم باشد گرچه کلمه باد را در رویاتی نیافتیم... متن روایت چنین است: «ورووا عن النبی (ص) اعتنموا برد الربیع فانه یفعل بابدانکم ما یفعل باشجارکم و اجتنبوا برد الخریف فانه یفعل بابدانکم ما یفعل باشجارکم» از پیامبر(ص) روایت شده که سرمای بهاری را غنیمت بشمرید زیرا با بدن شما همان میکند که با درختان شما می کند و از سرمای پاییز بپرهیزید زیرا با بدن شما همان میکند که با درختان شما میکند.» (بحار الانوار ج9 ص271 باب 88 )
و نیز آمده است « توقوا البرد فی اوله و تلقوه فی اخره فانه یفعل فی الابدان کفعله فی الاشجار اوله یحرق و اخره یورق» «از سرما در آغاز آن ( پاییز) خود را نگه دارید و در آخر آن (بهار ) استفاده کنید زیرا با بدن همان می کند که با درختان، در پاییز میسوزاند و در بهار سر سبز میکند. (شرح نهج البلاغه 184 ص 319)
چنانچه خود روایت اشاره میکند استفاده کردن از باد بهاری و پرهیز از سرمای پاییزی به خاطر تاثیری است که در بدن انسان به جای میگذارد همانند تاثیری که در درختان می گذارد، باد و سرمای بهاری پس از سرمای سخت زمستان باعث گرم و بیدار شدن درختان و بدن انسان میشود در حالی که سرمای پاییزی پس از گرمای تابستان و عادت گیاهان و بدن انسان به گرما ممکن است باعث بیماری انسان گردد. |
|
|
|
|
|
|
من با اینکه کار خطا در زندگی انجام ندادم ولی از مرگ بسیار می ترسم چگونه به این ترس غلبه کنم؟
ترس به طور کلی و بویژه ترس از مرگ از عمومیترین احساسات حاکم بر ماست تجربهای که خوشایند کسی نیست و همه در صدد رهایی از آن هستند. واقعیت پدیده ترس با توجه به منشا آن یکسان نیست گرچه ما به همه آنها با یک نام ( ترس ) اشاره میکنیم مانند ترس از فقر، ترس از بیماری، ترس از زلزله و ...
از میان عوامل گوناگونی که با عث ترس انسان میشوند هیچ یک به اندازه مرگ آدمی را نمیترساند و قلب او را نمیلرزاند. از اینرو بسیاری از دانشمندان به جنبه روانشناختی مساله مرگ پرداخته و تلاش کردهاند راههایی برای کاهش یا غلبه بر آن در پیش نهند.
از دیدگاه دینی پاک کردن وجود آدمی از مشکلات درونی و نجات او از تجربههای گزنده روان شناختی همچون غم و اضطراب و ترس از اهداف تربیتی آن است.
راه حلهای مختلف ارائه شده متکی بر رکن اصلی دین یعنی توحید و ایمان به خداست. انسان با ایمان به خدا و تسلیم در برابر وی میتواند از ترس رهایی یابد و وجود خویش را از امواج بیقراری به ساحل آرامش برساند.
تربیت دینی وجود آدمی را در تمام ساحتها و حالتها به سوی خالق خود سوق داده ، وجود او را متحول میکند. مومن به خدا از خدا بیمناک است اما این بیم با ترسی که از غیر خداست تفاوت ذاتی دارد. خدا موجودی است که مومن در دل از او میترسد اما باز به همو پناه میبرد. عامل ترس در هیچ موجودی نمیتواند عامل امنیت و آرامش باشد اگر ترس از غیر خدا در وجود آدمی رخنه کند هر روز قلمرو آن افزایش می یابد و سراسر وجود انسان را ترس فرا میگیرد اما ترس از خدا ریشه همه ترسها را در وجود انسان میخشکاند از اینرو ترس از خدا کمال و ترس از غیر خدا کاستی است شجاع کسی است که از غیر خدا نمیترسد اما یاد خداوند قلب او را به خشوع و هراس میافکند در عین حال او از این هراس شاد و مسرور است.
دین از انسان نمیخواهد مرگ را نادیده گرفته و فراموش کند بلکه پیوسته از او میخواهد مرز کنونی زندگی را به خاطر داشته باشد. غفلت از آن را باعث از دست رفتن فرصت زندگی میداند. دین زندگی واقعی را به ما میآموزد و همه جنبهها و صحنههای زندگی را توصیف میکند و آدمی را تشویق میکند تا آن را به رسمیت بشناسد و در پایان از انسان موجودی عاشق میسازد نه هراسناک زیرا مرگ را نقطه شتاب مخلوق به سوی آفریدگار و دیدار متناهی با نامتناهی میداند. بنابراین اساس غلبه بر ترس از مرگ یاد و عشق خداوند است که باعث میشود انسان هرچه را (حتی مرگ را ) که باعث ارتباط و اتصال بیشتر انسان به خدا گردد بپسندد و دوست بدارد نه از آن بهراسد. برای مقابله و غلبه بر ترس از مرگ راه های کلی ارایه شده از سوی دین به صورت کوتاه چنین است:
1- انسان موجودی جاودانی و فناناپذیر است و میل به جاودانگی بیسبب نیست. کسانی که گمان میکنند مرگ زندگی را به نیستی تبدیل می کند و برای غلبه بر ترس از مرگ آن را نابودی فرض میکنند، این فرض و راه حل با حب ذات انسان در تضاد است و انسان را به تناقض درونی میکشد. درحالی که از نظر دینی گرچه زندگی خوب و زیباست اما دنیا محل گذر است. دلبستگی شدید به دنیا و ترس از مرگ بر قلب و روح کسی حاکم است که مرگ را پایان میبیند و همه چیز را زندگی دنیا می داند ، آموزه های دین بر ناچیز بودن این زندگی در مقایسه با زندگی اخروی تاکید دارد و در خور انسان نمیداند که خود را کوچک شمرده و به زندگی این جهان بسنده کند «قل متاع الدنیا قلیل و الاخرة خیر لمن التقی» بگو: برخورداری از دنیا اندک است و جهان آخرت برای کسی که تقوا پیشه کرد بهتر است. ( سوره نساء آیه 77 ) این نگرش به دنیا رنج و غم های ان را در نگاه انسان اندک می سازد و یاد مرگ باعث تسلای خاطر او خواهد بود اسنان با مرگ نه تنها نابود نشده و از زیبائیها و خوبیها و لذتها و دوستها و دوستداشتنیها جدا نمیشود بلکه به زیباها و زیبائیهای بالاتر و والاتر خوشیها و دوست داشتنیهای محبوبتر و شادیها و شادمانیهای شادتر دست مییابد و سخنش این است که:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
شاید پاسخ امام جواد(ع) اشاره به همین نکته باشد هنگامی که از وی می پرسند چرا مسلمانان مرگ را ناخوشایند می دارند ؟ امام (ع) فرمود: «چون بدان جهل دارند آن را ناخوشایند میدارند و اگر بدان معرفت داشتند و از دوستان خداوند بودند بدان محبت میورزیدند و میدانستند که آخرت برای آنان از دینا بهتر است» (صدوق، معانی الاخبار، ص 290) در واقع امام علیه السلام به دونکته ترس از مرگ اشاره فرموده اند یکی شناختن حقیقت مرگ که در واقع دروازه ورود به جهانی برتر، بزرگتر و بهتر است و دیگری قهر و دوری از خداوند که باعث هراس و وحشت انسان میشود. انسانی که با خداوند بیگانه است تلاش میکند با مادیات و کالاهای بیارزش دنیا خود را سرگرم کند و به آنها دل میبندد و انس میگیرد بدین سان از مرگ که باعث جدایی از دنیا و سرگرمی ها و دوست داشتنیهای او میشود میهراسد در برابر انسانی که با خداوند مهربان دوست و رفیق است و میداند که این دوست مهربان هیچ کجا و هیچ زمان هرگز او را رها نمی کند مرگ برای او همچون حلقه وصل است که او را به دیدار یار میکشاند و جمال محبوب را در آغوش میکشد.
2- عامل دیگر ترس از مرگ ترس از حسابرسی است که مومنان با ایمان به محاسبه اعمال از مرگ میهراسند و کافران از احتمال آن. دین انسان را به تدارک گذشته و آینده خود هدایت میکند و چگونگی جبران کاستیها و خطاها را به او می آموزد و او را از هرگونه بن بستی رها میکند و بدین گونه انسان با امید فراوان به آینده بهتر و زیباتر میاندیشد و میداند که خداوند زیبا و کریم با مرگی زیبا او را به زندگی زیباتر رهنمون میشود. از آیات و روایات این نکته به دست میآید که مرگ برای انسانهای خوب و با ایمان بسیار آسان و راحت و فرشته مرگ برای آنان با صورتی بسیار زیبا و خوشبو و آراسته ظاهر میشود به گونهای که با دیدن فرشته مرگ نه تنها نمی هراسد بلکه از همان لحظه دردها و مشکلات دنیایی او پایان مییابد و باسلام و درود فرشتگان وارد باغها و بوستان بهشتی میگردد و آسایش و آرامش و خوشی او آغاز میشود. |
|
|
|
|
|
|
با وجود سرگرمی های متنوع بهشت، آن دنیا خسته کننده است؟
منشا خستگی، ملول شدن، یکنواختی، محدودیت و تعارض است. جهان آخرت برای اهل جهنم سخت،
طاقت فرسا و ناگوار می باشد زیرا راحتی برای آنها معنا ندارد. البته این مجازات نتیجه قهری اعمال آنها در دنیاست.
امّا اهل بهشت گرچه بخاطر رعایت دین و قوانین آن در دنیا به سختی افتاده اند ولی جهان آخرت، عین سلامتی برای آنها است.
دلیل سلامتی و نیز راحتی آنها که رو به تزاید است آن می باشد که خواسته هایشان بدون هیچ گونه چالش و مانعی برآورد می شود و تکرار در آنها نیز معنا ندارد. به گفته قرآن کریم بهشتیان آنچه که می خواهند
فراهم است و در بهشت جاویدان هستند انبیاء/102
تکراری بودن، مستلزم سختی و تکدر خاطر می شود، کما اینکه خاصیت دنیا اینگونه است، ولی همان گونه
که گفته شد، بهشت،سرای امن و محلی است که خواسته های اهلش بی منتهی و غیر محدود برآورده خواهد
شد.
|
|
|
|
|
|
| 1 2 3 4 5 ... |